الشيخ رسول جعفريان

439

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

خداوند ، جز بلندى ياد ما و آشكار شدن فضل ما را نخواست . در نخستين جلسه‌اى كه به منظور معرفى امام به عنوان وليعهدى برپا گرديد ، آن حضرت همين تعبير را به شكل مختصرى بيان داشت : انّ عليكم حقّا برسول الله صلّى اللّه عليه و آله و لكم علينا حقّ به ، فاذا أدّيتم الينا ذلك وجب علينا الحقّ لكم . « 1 » به خاطر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ما حقّى بر گردن شما و شما حقّى بر گردن ما داريد ، پس اگر شما حق ما را به ما ادا كنيد ما نيز حق شما را مىدهيم . آنچه جالبتر از اين موارد به نظر مىرسد ، استدلالى است كه امام عليه السّلام در برابر مأمون پيش از پذيرش پيشنهاد ولايتعهدى بدان تمسّك جست و او را تلويحا و به گونه‌اى خاص در بن بست قرار داد ، آن گونه كه مجبور شود يا از اساس منكر حقّ خلافت براى خود و پدرانش شود و يا دست از سر امام بر دارد . امام در برابر او فرمود : ان كانت هذه الخلافة لك و اللّه جعلها لك فلا يجوز أن تخلع لباسا البسك الله و تجعله لغيرك و ان كانت الخلافة ليست لك فلا يجوز لك ان تجعل لى ما ليس لك . « 2 » اگر اين خلافت مال تو است و خدا آن را براى تو قرار داده است ، در اين صورت ، جايز نيست لباسى را كه خدا به تو پوشانده از خود خلع كرده و در اختيار ديگرى قرار دهى و اگر مال تو نيست در اين صورت جايز نيست آنچه را كه مال تو نيست به ديگران ببخشى . همچنين امام براى خنثى كردن سياست مأمون در بهره‌گيرى از ولايتعهدى او ، در مقام پاسخ از اين كه چرا ولايتعهدى را پذيرفتى ؟ فرمود : به همان دليلى كه جدّم داخل شورى گرديد . « 3 » و نيز فرمود : قد علم الله كراهتى لذلك ، فلمّا خيّرت بين قبول ذلك و بين القتل اخترت القبول على القتل . « 4 » خدا مىداند كه من از قبول اين امر كراهت داشتم . ولى وقتى در وضعى قرار

--> ( 1 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 375 ( 2 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 138 - 139 ؛ روضة الواعظين ، ص 223 ( 3 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 140 ( 4 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 139